الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

110

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

عثمان گفت : اى على ! تو از نسبت اين مرد به من آگاهى كه عموى من است . پيامبر ( ص ) به سبب اخبارى كه از او رسيده بود و به مصلحت رسول خدا ( ص ) نبود ، او را تبعيد كرد . اكنون كه پيامبر ( ص ) درگذشته است و هر چند ابو بكر و عمر مصلحت ديدند كه مانند رسول خدا رفتار كنند ولى من چنين مصلحت مىبينم كه صلهء رحم كنم و حق عمويم را بگزارم و او بدترين مردم زمين نيست و ميان مردم كسانى هستند كه از او بدترند . على ( ع ) فرمود : اى عثمان ! به خدا سوگند اگر باقى بمانى ، مردم دربارهء تو بدتر از آنچه اكنون مىگويند خواهند گفت . و چون عثمان اموالى را كه در بيت المال مسلمانان بود ميان نزديكان و خويشاوندان خود قسمت كرد و خمس اموال افريقا را به مروان بن حكم بخشيد « 1 » و زيد بن ثابت هم از بيت المال يكصد هزار درهم براى او آورد و زمينهاى مسلمانان را به اقطاع اشخاص درآورد و به شاعران اموال فراوان بخشيد ؛ اين كارها هم بر مسلمانان سخت گران آمد و به على ( ع ) شكايت بردند . على ( ع ) به خانهء عثمان رفت و او را پند و اندرز داد و گفت كه مسلمانان اين كارهاى او را زشت مىشمرند . عثمان سكوت كرد و يك كلمه هم پاسخ نداد و چون مدتى به سكوت برگزار شد ، على ( ع ) فرمود : من براى مسلمانان از تو چه پاسخى ببرم ؟ آيا براى آنچه كرده‌اى عذرى دارى ؟ گفت : اى پسر ابو طالب ! برو ، من خود هم اكنون به مسجد مىآيم و پاسخ پرسش خود را از من خواهى شنيد . آنگاه عثمان پس از نماز عصر به مسجد آمد و بر منبر رفت و مسلمانان براى شنيدن سخنانش جمع شدند . او گفت : به من خبر رسيده است كه شما در مورد نيكى كردن من نسبت به خويشاوندانم و صلهء رحم و آنچه به خويشاوندان و نزديكان و دوستانم مىپردازم اشكال مىكنيد و بسيار سخن مىگوييد . همانا رسول خدا ( ص ) از بنى هاشم بود و نسبت به آنان نيكى كرد و پيوند خويشاوندى را رعايت كرد و خمس را براى آنان ويژه كرد و اموال گزيده را به آنان داد و ايشان را بىنياز كرد . ابو بكر هم به اهل خويش رسيد و آنچه از اموال را كه مىخواست به آنان مخصوص گردانيد . عمر هم بنى عدى را برگزيد و ايشان را به اكرام و اعظام مخصوص كرد و هر چه از اموال را كه مىخواست به آنان مىبخشيد . اكنون هم خاندان اميه و عبد شمس

--> ( 1 ) در بداية ، ابن كثير ؛ ج 7 ، ص 158 ، آمده است كه عثمان به خاندان مروان دو ميليون و بيست هزار دينار بخشيد .